حسن روحانی دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص نظام طی گفتگویی خواندنی و صریح به تشریح شرایط داخلی و خارجی کشور در وضعیت کنونی پرداخت و انتقادات صریحی را پیرامون مسایلی چون عزل و نصبهای گسترده، تورم، قطع برق، نوع برخورد با قطعنامههای شورای امنیت، سخنرانیهای آتشین، بیتوجهی به انتقادات کارشناسان، ارزیابیهای نادرست از شرایط بینالمللی ایران و ... مطرح کرد.
روحانی در این گفتگو که بخش اول آن امروز سهشنبه در روزنامه «دنیای اقتصاد» به چاپ رسید، ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت و برداشتهای جهان غرب از برخی اظهارات مسئولان ایرانی را از جمله عوامل «ویژه» بودن کشور در شرایط فعلی خواند و افزود: «برخی حرفهایی كه بعضی از دولتمردان ما میگویند ممكن است یك نگرانیهایی را برای برخی قدرتها به وجود بیاورد در حالی كه به اعتقاد من آنچه موجب نگرانی شده برداشت غلطی است كه از این حرفها میشود در حالی كه برداشتی كه آنها میكنند فاصله زیادی با واقعیت دارد». ...
حسن روحانی دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص نظام طی گفتگویی خواندنی و صریح به تشریح شرایط داخلی و خارجی کشور در وضعیت کنونی پرداخت و انتقادات صریحی را پیرامون مسایلی چون عزل و نصبهای گسترده، تورم، قطع برق، نوع برخورد با قطعنامههای شورای امنیت، سخنرانیهای آتشین، بیتوجهی به انتقادات کارشناسان، ارزیابیهای نادرست از شرایط بینالمللی ایران و ... مطرح کرد.
روحانی در این گفتگو که بخش اول آن دیروز سهشنبه در روزنامه «دنیای اقتصاد» به چاپ رسید، ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت و برداشتهای جهان غرب از برخی اظهارات مسئولان ایرانی را از جمله عوامل «ویژه» بودن کشور در شرایط فعلی خواند و افزود: «برخی حرفهایی كه بعضی از دولتمردان ما میگویند ممكن است یك نگرانیهایی را برای برخی قدرتها به وجود بیاورد در حالی كه به اعتقاد من آنچه موجب نگرانی شده برداشت غلطی است كه از این حرفها میشود در حالی كه برداشتی كه آنها میكنند فاصله زیادی با واقعیت دارد».
دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی تاکید کرد: «ممكن است فردی اعلام كند كه اسرائیل از بین برود یا از نقشه محو شود، خوب كسی كه از بیرون به این حرف نگاه میكند وقتی میبیند یك دولتمردی اعلام میكند كه باید اسرائیل از بین برود پس لابد فکر میکند برای از بین بردن آن برنامهریزی شده است. علیالقاعده یكی از راههای از بین بردن حمله نظامی است و تصور میكنند برنامهای پشت پرده است. در واقع آن دولتمرد وقتی میگوید كه اسرائیل باید از بین برود منظورش این است كه مردم فلسطین اگر تحرك پیدا بكنند، مردم منطقه اگر تحرك پیدا بكنند اسرائیل به دلیل انزوای منطقه به تدریج وضعیت فعلی عوض میشود و در نهایت مردم فلسطین پیروز میشوند. یك چنین دیدی ممكن است باشد. منتها اگر برداشت اول بشود برداشتی است كه از دید آنها تهدیدآمیز است. بنابراین آنها میآیند علیه ما برنامهریزی میكنند».
وی تصریح کرد: «ببینید، وقتی ما نتوانیم آنچه میخواهیم اعلام كنیم با شفافیت آن را تبیین كنیم و دیگران را بیجهت بهراسانیم ممكن است همین تبدیل به یك تهدید علیه ما شود یعنی آن طرف بگوید كه اینها برنامهریزی علیه ما دارند پس ما هم باید علیه آنها برنامهریزی كنیم و خود این ممكن است مشكلاتی را برای ما از لحاظ سیاسی، اقتصادی یا حتی از لحاظ امنیتی به وجود بیاورد. بنابراین میتوانم بگویم كه شرایط فعلی كه گفته میشود شرایط حساس برای جمهوری اسلامی ایران است یعنی شرایط منطقهای شرایط حساسی است با نقشی كه جمهوری اسلامی دارد و نقشی كه میتواند داشته باشد».
روحانی در بخش دیگری از اظهارات خود در تشریح شرایط داخلی کشور و علت «ویژه» بودن آن گفته است: «اگر مردم به ثبات تصمیمگیری اعتماد نداشته باشند یعنی مردم بگویند امروز این تصمیم است و ممكن است دو ماه دیگر این تصمیم عوض شود. این بیثباتی نگرانی آفرین است و این بیثباتی باعث میشود بسیاری از تلاشهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی متوقف بشود یا حداقل مورد تردید قرار بگیرد یا اگر مردم نسبت به تصمیمات یك دولت اعتماد كارشناسی نداشته باشند، مثلا یك وقت دولتی كه با كارشناسان مختلف مینشیند كار میكند و نظرات آنها را میگیرد و به جمعبندی میرسد و مردم هم احساس میكنند كه كارشناسی میشود. خب نسبت به این تصمیمات اعتماد ایجاد میشود و اگر كارشناسی نباشد هم اعتماد ایجاد نمیشود و خود به خود بیثباتی میآفریند. سعی و خطا است. چون كارشناسی نشده است. امروز این را انجام میدهیم و فردا ناچاریم برگردیم و تغییر بدهیم. اینها خیلی مهم است برای ثبات اجتماعی».
وی افزود: «مساله دیگر در جامعه این است كه مردم احساس كنند میتوانند نظراتشان را بگویند و میتوانند نقد كنند، میتوانند حرف بزنند و به نقد آنها احترام گذاشته میشود. اما اگر به نظرات و انتقادات مردم یا احترام گذاشته نشود یا بدتر، انتقادكننده مورد تهدید قرار بگیرد و بیایند با ابزار و وسایلی كه در اختیار دارند شروع كنند به هوچیبازی نسبت به منتقد. در چنین فضایی رابطه درستی بین تصمیمگیران و مردم برقرار نمیشود. یكی از پایههای روابط سالم رفت و برگشت نظرات است. دولت مردان نظراتشان را به مردم و مردم نظراتشان را به دولت منتقل كنند. این رفت و برگشت است كه ارتباط خوب و سالمی را برقرار میكند، اما اگر این رفت و برگشت وجود نداشته باشد و یك طرف ناچار به سکوت بشود، خود به خود آن رابطه سالم بهوجود نمیآید».
نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان در ادامه تاکید کرد: «مردم در زندگی اجتماعی بهویژه در بخش اقتصادی برایشان بسیار مهم است كه شاهد یك روند باثبات در كشور باشند و امروز این احساس در داخل وجود ندارد. تغییر و تحولات قیمتی روی كالا، نایاب شدن كالا و واردات بیرویه كالا، سیستمی كه متاسفانه كاملا متكی به واردات شده است. یعنی وقتی كشور به خودش متكی میشود و خوداتكا میشود مثلا كشاورزی، دامداری، صنعت و تجارت، تولیداتش به گونهای كه بیشتر در درون كارها انجام میگیرد این خیلی متفاوت است با وضعی كه همه چیز ما وابسته به چند بندرگاه شود وقتی چنین وضعی باشد مدام این نگرانی هم هست که این بندر باز باشد، این بندر بسته باشد. یا چند تا جاده كه باید كامیونها این كالا را حمل كند و بنابراین خود اینها نگرانیها را برای مردم و جامعه میآفریند به این دلیل است كه برخی حساسیتها هم مربوط به داخل است که به نوع رفتار دولت با ملت مربوط میشود».
وی یادآور شد: «در مجموع ببینید وقتی مردم میبینند كه دولتی به این فكر نكرده که اگر امسال سردتر شد چه اتفاقی میافتد. سرما به هر حال كه در اختیار ما نیست ممكن است یك سال سرمای زمستان بشود 10درجه زیر صفر، یك سالی بشود 20درجه زیر صفر، یك سالی بشود 5درجه زیر صفر؛ بنابراین ما باید برای این سرما برنامهریزی كنیم. كشور ما كشوری است كه به طور نوبهای خشكسالی دارد و هر چند سال یك بار به خشكسالی میافتیم. اگر بنا باشد كه به فكر خشكسالی نباشیم و ممكن است امسال باران كم بیاید اگر دولتی بگوید كه تقصیر ما نیست باران كم آمد، آیا ما نباید برای این شرایط فكر میكردیم. حال اگر مردم ببینند و احساس كنند كه دولتمردانشان برای شرایط مختلف برنامهریزی نكرده اند خود این، بیثباتی و نگرانی ایجاد میكند؛ بنابراین اینكه میگویند اوضاع كشور حساس است مجموع شرایط داخلی و خارجی این حساسیت را بهوجود آورده است».
روحانی در بخش دیگری از اظهارات خود در پاسخ به سئوالی درباره قطع مکرر و بیسابقه برق در تابستان امسال گفت: «ما در سالهای آخر دوران دولت آقای هاشمی برق صادر میكردیم. با اینكه بعد از جنگ بود و نیروگاههای كشور آسیب دیده بود، آنها را تعمیر كردیم و رسیدیم به نقطهای كه برق صادر میكردیم. نكته سوم اینكه ما طبق برنامه خیلی عقب هستیم، یعنی طبق برنامه ما میبایست از مرز تولید40هزار مگاوات عبور كنیم ولی الان 34هزار مگاوات برق داریم. حالا چرا؟ چند مساله است؛ اول اینكه وقتی قیمت تثبیت میشود خود تثبیت قیمت مشكلاتی را درست میكند یعنی وزارت نیرو دچار معضل و مشكل میشود. یعنی وقتی برنامهریزی درست برای قیمتها نمیشود و فكر میشود تثبیت قیمت حتما به نفع مردم است. در حالی كه اینجور نیست. كنترل قیمت به نفع مردم است نه تثبیت قیمت. قیمتها را باید در شرایطی كه هست كنترل كنیم. از طرف دیگر دولت به جای اینكه به فكر پروژهها باشد به فكر تقسیم پول بین مردم است. به هر حال حجم درآمد یك حجم محدود است. یك وقتی این پول را میآوریم برای پروژههای مختلف كه ثمره آن را ممكن است مردم سه سال بعد ببینند اما اگر دنبال ثمره آنی هستیم و پول تراول بین مردم تقسیم میشود، اگر پول نقد تقسیم كردند یا به بانكها گفتند وام بدهید یا بعضی مسوولان در سخنرانیها به مردم میگویند كه بدهكاری بانكها را ندهید (بدهكاری برق را نمیخواهید بدهید) و كشاورزها بدهی ندهند، خوب وضعیت برق این میشود».
وی تاکید کرد: «بحث این است كه ما باید درست برنامهریزی كنیم. یك دولت نباید به فكر این باشد كه من این 4سال را چطور تمام كنم، باید به فكر آینده كشور باشد، حالا 4سال یا 100سال. كشور نیاز به برق دارد، كشور نیاز به گاز دارد، كشور نیاز به جاده دارد، كشور نیاز به راهآهن دارد، كشور نیاز به هواپیما دارد. در هواپیما هم شما اگر فكر نكردید این میشود كه 4 فروند هواپیمای شما دچار مشكل میشود و شما ناچار میشوید در تابستان 60 پرواز را در چند روز كنسل كنید و مردم در فرودگاهها بمانند وقتی گفته میشود برنامه پنج ساله، بودجه سالانه، سازمان مدیریت، برای این است كه ملی فكر كنند و بخشی فكر نكنند و همه بخشها را كنار هم ببینند. این مبنایی است كه بتوانیم پیشبینی درستی برای آینده داشته باشیم».
نماینده مقام معظم رهبری در ادامه یادآور شد: «اساس این است كه ببینیم آیا به كارشناسی اعتقاد داریم یا نداریم. بعضی هستند كه برعكس، میگویند مشكل ما مشكل كارشناسها است. كارشناسها اگر نباشند كشور خوب پیش میرود. كارشناسها را مانع میبینند نه كارشناسها را بهعنوان نیروی خلاق فكری كه راه درست به ما نشان میدهند و اولویتها را مشخص میكنند. میگویند مشكل همین كارشناسها هستند، اگر نباشند حل است. اگر ما اعتقاد داشته باشیم كه كارشناس نداشته باشیم سازمان مدیریت برای چه میخواهیم؟ سازمان مدیریت یعنی سازمان كارشناسی یعنی سازمان برنامهریزی یعنی سازمان بودجهریزی. یعنی سازمانی كه بالای سر همه دستگاهها میگوید این پول را برای چه برنامهای میخواهی. این پولی كه گرفتی برای كدام پروژه میخواهی. ظاهرا میگویند نیازی به این نیست، پول میدهیم به وزارتخانه تا هر طور كه میخواهد عمل كند. خوب این وزارتخانه ممكن است آن پروژهای را كه اولویت دارد به دلایلی عقب بیندازد و آن پروژه را كه اولویت ندارد، جلو بیندازد و كشور دچار مشكل میشود. ضمن اینكه بخشها منافعبخشی خودشان را بیشتر میبینند تا منافع ملی».
روحانی که تا سال 1384 مسئول پرونده هستهای ایران بود در بخش دیگری از اظهارات خود گفت: «یك وقت تفكر این است كه شورای امنیت مهم نیست، این یك جور تفكر است، كه شورای امنیت چیزی نیست، كارهای نیست. یك تفكر این است كه اصلا قطعنامه چیز مهمی نیست، بلكه كاغذپارهای است به نام قطعنامه. اگر تفكر این باشد، نیازی به برنامهریزی نیست. ما وقتی دشمن را یا سلاح دشمن را نمیبینیم و میگوییم دشمن نیست یا دشمن را میبینیم و میگوییم دشمن وجود دارد ولی این تفنگ نیست كه در دست اوست بلكه دسته گل است و تو اشتباه میكنی یا میگوییم نه تفنگی است كه گلوله ندارد و كاری نمیتواند بكند. اولین قدم شناخت دشمن است یا اگر دشمن نگوییم، قدرت خارجی كه طرف ماست یا دشمن هست یا نیست».
دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی افزود: «اگر ما طرف خود را نشناسیم یا نسبت به خودمان اغراق و مبالغه كنیم یا خودمان را قدرت اول دنیا بدانیم و بگوییم این مشكلی نیست و اگر ما خود را قدرت اول دنیا بدانیم پس كسی نمیتواند چیزی به ما بگوید. اگر چنین است ما میتوانیم اراده خود را به دنیا تحمیل كنیم. خب اگر تفكر این شد نتیجه هم، همین است كه میبینید. خودمان را بزرگترین قدرت میبینیم و دشمن را هیچ میدانیم، میگوییم هیچ است و پوچ. بنابراین وقتی دشمن از توانش علیه ما استفاده كرد ما زمانی میفهمیم كه ضربه را خوردهایم. به اعتقاد من نباید خودمان یا ملت خودمان را از دشمن و توان دشمن یا برنامه دشمن غافل كنیم. به عكس ما باید هوشیاری ایجاد كنیم و خودمان را در برابر توطئههای دشمن مجهز سازیم. البته این معنایش این نیست كه در برابر دشمن تسلیم بشویم. بلکه باید دشمن را خوب بشناسیم و برای این كه دشمن نتواند به ما ضربه بزند خوب برنامهریزی كنیم والا اینكه بگوییم دشمن چیزی نیست و ما همه چیز هستیم و بعد هم ضربه بخوریم اینكه راهحل نیست. راهحل این است كه ما از دشمن نترسیم، دشمن را بشناسیم خوب برنامهریزی كنیم و برویم جلو. بنابراین مشكل این است كه امروز متاسفانه گاهی دیدی كه نسبت به دنیا وجود دارد دیدی منطبق با واقعیت بیرونی نیست. بنابراین ما باید كاری كنیم اگر احاله پرونده ما در شورای امنیت را بد و مضر میدانیم باید بنشینیم و برنامهریزی كنیم و تدبیر كنیم پس باید قدم به قدم كاری كنیم این پرونده از شورای امنیت فاصله بگیرد. این كار كارشناسی، تدبیر و برنامهریزی میخواهد. كار یك فرد نیست، این وزارت خارجه ما هزاران نیروی كارشناسی دارد ما باید از آنها استفاده كنیم. نمیشود بگوییم كل وزارتخارجه هیچ،کارشناسان آن را کنار بگذاریم بعد یك نفر بنشیند و تصمیم بگیرد. پس وزارت خارجه را برای چه درست كردیم. این همه نیروی كارشناسی سیاست خارجی داریم. ما در بخش اقتصاد این همه كارشناس داریم و نمیشود كه همین طوری تصمیم بگیریم و بدون لحاظ کردن نظر آنها بگوییم بهره بانكی 10درصد، 12درصد و ... ما به اندازه كافی نیرو داریم و باید از آنها استفاده كنیم».